در این کتاب میخوانید
مأموران روسیهٔ تزاری اغلب ایران قاجار را سرزمینی گرفتار بینظمی توصیف میکردند؛ اما آیا ضعف حکومت مرکزی به معنای فقدان نظم اجتماعی بود؟ موریس دویچمن با بررسی روابط ایران و روسیه از آغاز قرن نوزدهم تا آستانهٔ جنگ جهانی اول، نشان میدهد تصور روسها از «هرجومرج» چگونه به فهم آنان از جامعهٔ ایران و توجیه مداخله در آن شکل میداد.
روایت کتاب از دربار و مناسبات دیپلماتیک فراتر میرود و تجار، کنسولها، شهرها، قبایل و جوامع مرزی را دنبال میکند؛ از نفوذ اقتصادی روسیه در تبریز تا انقلاب مشروطه و محاصرهٔ این شهر. پرسش محوری، برخورد منطق امپراتوری با شبکههای متنوع قدرت و نظم در ایران است؛ شبکههایی که گاه در برابر نفوذ خارجی مقاومت میکردند و گاه با آن وارد مذاکره و همکاری میشدند.
